دارالقرآن قمر بنی هاشم
  
 وبلاگ اختصاصی دارالقرآن قمر بنی هاشم تبریز
 
مرداد 1387
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31  
 
آرشیو
 
یکشنبه 27 مرداد ماه سال 1387
دعای امام عصر(عج) برای دیگران


دعای امام عصر (عج) برای کسی که برای فرج و یاری آن حضرت دعا کند

نویسنده "مکیال المکارم" می گوید : از جمله اثرات دعا برای مولای ما حضرت مهدی اروحناه فدا آن است ، که دعای آن بزرگوار شامل حال کسی می شود که برای آن حضرت دعا کند. دلیل این مطلب آن است که علاوه بر این که ایشان بیش از هر کس نسبت به سپاسگزاری از کسی که به وی نیکی و احسان کند ، اهتمام دارند ، در دعای حجاب خود که در کتاب "مهج الدعوات" آمده است ؛ پس از دعا برای تعجیل فرج فرموده است :

... هر کسی را که برای پیروزی آیین تو از من پیروی می نماید ، تایید فرما و در راه خودت از مجاهدین و جهادکنندگان قرار بده و بر کسانی که سوء قصدی نسبت به من و ایشان کرده اند ، یاری فرما .. .

بدون شک ، دعا برای آن حضرت و تعجیل در فرج با کفایتش ، نوعی پیروی و یاری کردن آن بزرگوار است ؛ زیرا یکی از نمونه های یاری دین و ایمان و یاری امام زمان اروحناه فدا ، یاری کردن زبانی است ، و دعا برای آن حضرت از اقسام یاری کردن زبانی به حساب می آید و این چیزی نیست که بر کسی پنهان باشد.

همچنین بیان علی بن ابراهیم قمی در تفسیرش ، گفتار ما را تایید می کند. ایشان در تفسیر آیه شریفه " اگر به شما احترام شد ، شما نیز بهتر از آن یا به همان شکل ادای احترام را پاسخ دهید. " (نساء 86) ؛ فرموده است : منظور از تحیّت ، سلام و موارد دیگری از کارهای نیک است ، زیرا که دعا از برترین نوع احسان و نیکی است. بنابراین هنگامی که بنده مومن برای مولایش امام عصر (اروحناه فداه) دعا کند ، و این کار را خالصانه انجام دهد ، مولای بزرگوارش نیز در پاداش او دعایی خالص برای او خواهد کرد. بدیهی است ، دعای امام زمان (عج) برای شخص ، کلید تمام خیرات و خوبی ها ، و نابود کننده همه بدی ها است.

گواهی و تایید این گفتار ، سخن مرحوم قطب راوندی در کتاب "خرائج" است ؛ وی می گوید :

گروهی از اهل اصفهان - که از جمله ایشان ابوالعبّاس احمد بن نصر ، و ابوجعفر محمد بن علویه هستند - برایم بازگو کردند که مردی به نام عبدالرحمان در اصفهان بود و از شیعیان به حساب می آمد.

از او پرسیده شد که به چه دلیل تو از بین تمام مردم روزگار خود ، امام هادی (ع) را انتخاب کرده و او را امام و پیشوای خود قرار دادی ؟!

وی گفته است : چیزی را مشاهده کردم که برایم واجب شده است تا او را امام خود بدانم. من مردی فقیر و بی چیز بودم ، ولی زبانی گویا داشتم و پر جرأت بودم. در یکی از سال ها مردم اصفهان مرا از شهر بیرون کردند ؛ من نیز به همراه عده ایی برای شکایت و دادخواهی به دیار متوکل عباسی (حاکم وقت) می رفتند ، به راه افتادم ؛ تا آنکه به قصر حکومتی او رسیدیم . در این هنگام ، دستور احضار امام هادی (علیه السلام) را صادر کرد.

از بعضی از حاضران پرسیدم : این مردی که دستور احضارش را داده اند ، کیست ؟

گفتند : او یکی از فرزندان علی (علیه السلام) است که شیعیان او را امام و پیشوای خود می دانند. و من حتم دارم که متوکل او را برای کشتن احضار کرده است.

من گفتم : من از اینجا نمی روم تا ببینم او چگونه مردی است !

پس از مدتی آن حضرت را در حالی که سوار بر اسب بود مشاهده کردم ، مردم در سمت راست و چپ آن حضرت صف کشیده بودند و به سویش می نگریستند. با دیدن او ، محبت و دوستیش در قلبم قرار گرفت و برای او در درون خود مشغول دعا شدم تا خداوند او را از شر ّ متوکل (لعین) در امام بدارد.

آن بزرگوار نگاهش را به یال اسب دوخته بود و از بین مردم حرکت می کرد ، و به راست و چپ خود نیز نگاه نمی کرد. من نیز در درون پیوسته برای او دعا می کردم.

هنگامی که خواست از کنار من عبور کند ، رو به من کرد و فرمود :

خداوند ، دعایت را اجابت فرماید ، عمرت را طولانی و دارایی و فرزندانت را بسیار گرداند.

آنگاه من از شکوه و هیبت او بر خود لرزیدم و بین دوستانم افتادم ، پرسیدند : چه اتفاقی برایت افتاده است ؟

گفتم : خوبم (وای هیچ چیزی در مورد آن جریان به هیچ کس نگفتم)

پس از این جریان به اصفهان بازگشتیم و به واسطه دعای آن بزرگوار ، خداوند نیز راه های درآمد را به رویم گشود ، به گونه ایی که در حال حاضر هزار هزار درهم ارزش خانه و اموال درون خانه ام می باشد و بیرون از منزلم نیز ثروت و دارایی دارم.

ده فرزند نصیبم شده و پیش از هفتاد سال از عمرم می گذرد. من ، این مرد بزرگوار را به عنوان پیشوای خود برگزیدم و او را امام خود می دانم ، چرا که او چیزی را که در خاطر من می گذشت ، متوجه شد و برایم دعا کرد ، و خداوند نیز دعایش را در حقم مستجاب فرمود.

عرض می کنم : ای خردمند ، با دقت اندیشه کن و ببین چگونه مولای ما امام هادی (علیه السلام) ، پاداش دعا و احسان این مرد اصفهانی را داد و آن گونه برایش فرمود ! با این که وقتی آن شخص برای امام (علیه السلام) دعا کرد ، هنوز جزو پیروان امام (علیه السلام) نبود. آیا با وجود این جریان ، می توانی گمان کنی در مورد امام عصر و مولایمان حضرت مهدی (عج) با اینکه تو از شیعیان او هستی ، که اگر دعایش کنی ، او در مقابل برای تو دعای خیر نمی کند ؟

نه ! به خدایی که جن و بشر را آفرید ، چنین نیست ، بلکه آن حضرت - اگر چه مومنان نسبت به این جهت بی توجهی می کنند - برای مومنان و شیعیانش دعا می کند ، زیرا تمام احسان ها و نیکی ها از ناحیه آن حضرت است.

از جمله اموری که تاکید بر مدّعای ما می نماید این است که یکی از برادران شایسته و بزرگوارم به من گفت که در عالم رویا حضرت مهدی (عج) را ملاقات کرده و آن حضرت به او فرموده اند :

من حتما برای هر مومنی که در مجلس عزا ، بعد از یاد مصیبت های سیدالشهدا (علیه السلام) برایم دعا کند ، دعا می کنم.

از خداوند درخواست توفیق دعا برای آن حضرت را داریم ، همانا او شنوای داناست. (مکیال المکارم 333/1)

توضیحات سایت :شاید شما با خواندن این متن ، به دعا کردن برای مولای خود ترغیب شوید ، تا هم دعایی برای ظهور ایشان کرده باشید و هم گره از مشکلات خود بگشاید ، اما ممکن است بعد از مدتی دعاکردن ، نتیجه ایی در حل مشکلات خود نیابید !

نکته فراموش شده چیست ؟ نکته فراموش شده این است که شما در دعا خالص نبوده اید ، و هدف شما از دعا فقط تعجیل ظهور نبوده است ، به عباراتی شما خالصانه و فقط برای تعجیل ظهور دعا نکرده اید و هدف این بوده که دعا برای ایشان بهانه ایی برای رفع گرفتاری های خودتان باشد ، و چه بسا اینکه با حل مشکلات شما ، این دعاها خاتمه یابد و یا دستکم کمرنگ شود و این دلیل نبود خلوص در دعا است.

البته بسیاری هستند که با وجود عدم خلوص باز گرفتاری هایشان مرتفع می شود و این فقط دلیلش رحمت خدا و خلیفه او (عج) است. پس بیایید مه برای خود ، بلکه فقط برای مهدی (عج) و تعجیل فرج او دعا کنیم.

منبع : کتاب صحیفه مهدیه


سایت مناجات


 
جمعه 22 تیر ماه سال 1386
گنجینه

                                                              دعای حضرت امام سجاد هنگام طلب عفو و گذشت

بار الها ،ای آنکه رحمتش فریاد رس گنه کاران است ،و ای آنکه درماندگان به یاد احسانش پناه می برند ، و ای آنکه خطا کاران از ترسش با آه و ناله می گریند، ای آرام دل هر وحشت زدهء سر گردان ،و ای گشایش دهندهء هر غمدیده ء دل شکسته ء و ای پناه دهنده ء هر ناکام بی پناه ، و ای یاور هر محتاج رانده شده از درها ، تویی که علم و رحمتت همه چیز را فرام گرفته ، وتویی که برای هر آفریده در نعمتهایت سهمی قرار داده ای ،و تویی که عفو و بخشایشت از کیفرت والاتر است ، و تویی که مهرت بر غضبت پبشی می گیرد ، و تویی که جود و عطایت بیش از منع و حرمانت است . و تویی که همه خلایق را از رحمت واسعه خود وسعت عطا کردی و به تمام خاق عالم حظ و بهره کامل بخشیدی ، و تویی که در برابر عطا و بخشش خود پاداش نمی خواهی ، و تویی که در مجازات معصیت کاران زیاده روی نمی کنی .

ومن ، ای خدابندهء توام که چون او را به دعا فرمان دادی ، لبیک و سعدیک گفت ، من اینک پروردگارا در پیشگاهت به خاک افتاده ام ، منم که بار گناهان پشتم را گران کرده ، و منم که عمرم در گناه فانی گشت ، و منم که از روی نادانی تو را معصیت کرده در صورتیکه سزاوار نافرمانیم نبودی ،حال ای خدای من آیا به کسی که تو را بخواند ترحم می نمایی؟ تا در دعا بکوشم ، و یا هر که به درگاهت می گرید می آموزی ؟ یا هر کس را که از روی توکل از فقر خویش تنها به تو شکایت برد بی نیاز می کنی ؟ بار الها آن کس را که جز تو صاحب کرمی در عالم نمی شناسد نومید مگردان ،و کسی را که به احدی به غیر تو بی نیاز نمی شود ذلیل و خوار مگردان ،بار الها بر محمد و آل محمد درود فرست ،و مرا مشمول رحمتت نما و تویی که خود را به عفو و بخشش ستوده ای مرا هم شامل عفو و بخششت بفرما .

ای خدا من تو ریزش اشک چشمم را از ترست ، و تپش قلبم را از خوفت ،و لرزش دست و پایم را از هیبتت می بینی ،همه اینها نشانه شرمساریم نسبت بتو از زشتی کاریم می باشد و بدین جهت صدایم از ناله خاموش شده ، و زبانم از راز و زشتیهای مرا که پنهان ساختی و مرا رسوا ننمودی ، و چه بسیار عیب و جهل ها که از من سر زده و پرده آن را بر من ندریدی و ننگ آن را چون طوق بر گردنم نیفکندی ، و زشتی هایش را بر همسایگان کنجکاو و عیب جو – و آنانکه نسبت به نعمتهایی که به من ارزانی فرمودی حسد می ورزند – آشکار نساختی ، باز هم این همه لطف و عنایت مرا از دنبال کردن بدیهایی که از من سراغ داری باز نداشت ، پس چه کسی از من دورتر است ؟ در حالی  که نعمتهایت را در مسیر معصیت و نافرمانی مصرف میکنم ، و چه کسی بیش از من به منجلاب باطل فرو رفته ، و بر من در اقدام به زشتی پیشی گرفته با این که هنگام توقف بر سر دو راهی دعوت تو و دعوت شیطان ، ولی از دعوت شیطان با چشم باز و علی" رغم شناختی که از او دارم ، و اغوایش را فراموش نکرده ام ، پیروی می کنم .در حالیکه یقین دارم که پایان دعوت تو بسوی بهشت و پایان دعوت او بسوی دوزخ است ، پاک و منزهی تو ،چه شگفت انگیزتر است گواهی من علیه خودم و کارهای پنهانیم را که بر می شمرم ، و شگفت انگیزتر از آن بردباری تو نسبت به من که در عقاب و کیفر گناهم تعجیل نمی فرمائی و این نه بخاطر گرامی بودنم نزد تست ،بلکه بجهت مدارا و تفضلت می باشد شاید که از نافرمانی خشم برانگیز تو باز ایستم ،و دست از زشتیهای خوار کننده بردارم ،و بدین جهت است که عفو و تجاوزت از مجازاتم نزدت محبوبتر است ،بارالها ،کثرت کناهانم ،و قبائح اعمالم ،و زشتی کردارم ، و بهنگام معصیت گستاخی و تهورم ،و در کارهای باطل قوت و نشاطم ،و در طاعت سستی و ناتوانیم ،و نسبت به وعده های قهر آمیزت بی توجهی و بی اعتنائیم – تمام این عیبها و نقصهایم – بیش ار آن است که بتوان آنها را شمورد و از حد احصا خارج است ،بلکه بدینوسیله فقط خویشتن را سرزنش و ملامت می کنم به طمع رافت و عطوفتت که اصلاح امر گنهکاران موقوف بر آن است و به امید لطف و مرحمتت که بخشودگی خطا کاران بسته بدان است. بارالها این کردن من است که گناهها آنرا اسیر کرده پس بر محمد و آل محمد درود فرست و به عفو خود آن را آزاد ساز،و این پشت من است که از بار سنگین خطا خم گشته ،پس بر محمد و آل محمد درود فرست و با کرامت آنرا سبک فرما ،ای خدای من اگر آنچنان بگریم که مژگانم همه فرو ریزد و چنان ناله و فریاد زنم که صدایم قطع شود ،و آن قدر در طاعتت بپا بایستم که قدمهایم متلاشی گردد،و چندان حضورت به رکوع روم که ستون فقرات کمرم درهم بشکند ، و چندان حضورت به سجده درافتم تا آنکه چشمانم از حدقه بیرون افتد ،غذایم همه عمر خاک زمین و شربتم همه روزگار آب خاکستر باشد ،و در خلال این احوال پیوسته به ذکر تو مشغول باشم ،تا آنکه زبانم از ذکر و گفتار فرو ماند ،و بعد از این از شرم و حیای نافرمانی تو به اطراف آسمان سر بلند نکنم – هنوز ابدا مستحق محوحتی یکی از گناهانم نخواهم شد ،و اگر در آن هنگام مستوجب آمرزشت شوم مرا بیامرزی ،و در آن زمان که مستحق عفو تو گردم از من در گذری ، پس آن آموزش و گذشت را از جهت استحقاق و شایستگی سزاوار نشده ام ،چون کیفر من در نخستین بار که معصیت نمودم دوزخ بود ،بنا بر این اگر دچار عذابم کنی درباره ام ستم ننموده ای ، بارالها اکنون که بر من پرده پوشی فرمودی و رسوایم نکردی ، و با کرم خویش با من مدارا کرده وشتاب نفرمودی ،و به تفضل خود با من بردباربودی و نعمتت را از من نگرداندی ، و احسانت را بر من تیره نکردی ،پس به فزونی عجز و لابه ام و شدت بیچاره گیم و تیره روزیم رحم کن،بارالها بر محمد و الش درود فرست و مرا از نافرمانیها باز دار، و به طاعت گمار، و حسن تضرع روزیم فرما ، و به توبه پاکم ساز، و با نگهداری خود تاییدم کم ،وبه عافیت روبراهم فرما، و شیرینی آمرزش را به من بچشان ،و مرا رها شده عفو و آزاد گشته رحمت خویش قرار ده ، و برات ایمنی از خشم خود برایم بنویس ، و مژده آنرا هم اکنون ،نه در آینده ، به من عنایت فرما ، چنان مژده ای که آنرا بشناسم ، و در آن نشانه ای برایم بگذار که بروشنی و وضوح آن را بیابم ، و چنین کاری در مقابل عظمتت دشوار نیست ،و این در خواست تو را به تنگ نمی آورد ، و در مقابل فیضها و نعمتهای فراوانت که آیات و نشانه های تو بر آن دلات دارند دشوار نیست ، همانا هر چه مشیت بدان تعلق گیرد انجام می دهی و هر چه بخواهی مقرر می فرمایی ،که بر همه چیز توانایی.       


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 5856


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها